تبليغاتX
کلکین انتظار

کلکین انتظار

زمینه های ظهور

باید فریاد زد که جهان هیچ گاه از حجت حق خالی نبوده و نیست و می توان با ایجاد آمادگی، زمینه ظهور موعود واپسین را پی ریخت و آرمان شهر محمدی را در سایه حضور حضرت موعود در جان و جهان انسانی پی افکند.

خداوند آدمی را بر فطرتی آفریده است که پیوسته در اندیشه رشد و حرکت به سوی کمال است و گواه این حقیقت آن است که هیچ چیز آدمی را سرشار نمی کند و چشم و دل آدمی را لبریز نمی سازد و بی گمان نقش انتظار در این میانه بر کسی پوشیده نیست؛ در جایی که خداوند می فرماید: «قل فنتظروا اِنّی معکم من المنتظرین؛ بگو: انتظار برید که من نیز با شما از منتظرانم» (یونس، آیه 102)؛ دیگر تکلیف من و تو روشن است. 

آدمی در طول تاریخ همواره چشم در راه مردی داشته است که بیاید و با کوله باری از نور، بر سیاهی دامن گستر شب بتازد و جای پای خورشید را بر آسمان دل ها ترسیم کند. 

باور به موعود و منجی آخر الزمانی، ویژه اسلام و تشیع نیست بلکه می توان این اعتقاد را در تمام دین ها و آیین ها جست و جو کرد. کوتاه این که پیروان هر دینی، چشم به راه موعود عدالت گستری دارندکه انسان در سایه قیام زندگی بخش او، تنفس در هوای جان پرور مدینه فاضله را به تجربه بنشیند. 

با این همه قرار نیست دستی از غیب برآید و کاری بکند. خطاست که بنشینیم و تنها به دعا و ندبه بسنده کنیم تا مهدی بیاید و جهان را به کام ما درآورد. 

او وقتی می آید که در ما و در اندیشه ما اتفاقی و انقلابی سربرکشد و تکانی بخوریم؛ نخست باید ما ظهور کنیم تا ظهور نور در بیرون چهره بنماید. 

من اگر ستمگرم، چگونه ممكن است در انتظار كسي باشم كه سر و کار تیغش با خون ستمگران است؟ 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

عاشورا و انتظار

نگاه به عاشورا و انتظار، می رساند که میان این دو، پیوندها و رابطه هایی است:
حضرت مهدی(ع) فرزند حسین(ع) است و خونخواه امام حسین(ع). اولین کلام امام عصر(عج) یاد جدشان حسین بن علی(ع) است. شعار یاوران قائم آل محمد(عج)، یا لثارت الحسین است. یاری اباعبدا...(ع)، یاری حجت بن الحسن العسکری(ع) است. آن دو بزرگوار دارای لقبهای مشترکی هستند، نظیر: ثارا...، غریب، رانده شده و... .زیارت عاشورا از خونخواهی امام حسین(ع) در رکاب مهدی(ع) خبر می دهد. مطابق روایات، در روز عاشورا و میلاد امام حسین(ع)، باید به یاد حضرت مهدی(عج) بود و در روز میلاد امام زمان و شب قدر با زیارت امام حسین(ع) به یاد اباعبدا... . روز ظهور قائم آل محمد(ص)، عاشوراست. به زیارت امام حسین(ع) و زیارت صاحب الامر(عج) در اعیاد اسلامی توصه شده است. شهر کوفه، پایگاه مشترک این دو امام معصوم است. امام عصر(ع) به قرائت زیارت عاشورا و زنده نگه داشتن یاد عاشورا عنایت دارند. هر دو امام با بیعت نکردن با طاغوت به اصلاح گری می پردازند. بالاخره در روایات، آرزوی شهادت در رکاب این دو امام برای شیعیان، تحسین شده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

اقیانوسی ناپیدا

غدیر، برکه نیست؛ اقیانوسی ناپیدا و کرانه‌ای است که سراسر هستی را پوشانده است.

غدیر، یک مقطع تاریخی نیست؛ همه تاریخ است.

غدیر، با علی علیه السلام پیوند خورده و سخن از غدیر، سخن از خدا و علی علیه السلام، و سخن از محمد صلی الله علیه و آله و ابراهیم و موسی و عیسی است.

غدیر، ضرورتی بود که باید برای هدایت و ارشاد مردم و ادامه رسالت انبیای الهی به وجود می‌آمد و در آن علی علیه السلام به همگان معرفی می‌شد.

او که تربیت یافته مکتب پیامبر والامقام اسلام و مفسر بزرگ قرآن، و مظهر شجاعت و سخاوت است.

آری، علی علیه السلام مردی است که تمامی فضیلتها و مکارم، در وجودش جلوه‌گری می‌کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

نقطه ی اوج

 از آسمان قرب هبوط کردیم و به زمین خاکی رسیدیم، از نور، از خدا جدا شدیم تا به خویشتن بازگشتیم. خودخواهی ما را به این روز انداخت. فکر می کردیم اگر به خود برگردیم همه چیز را به دست می آوریم، اما وقتی به خاک رسیدیم احساس خلا در ما آشکار شد. آنجا بود که فهمیدیم اصل وجود خود را جا گذاشته ایم، گریه و ناله سر دادیم که اشتباه کرده ایم اما راه برگشت سخت شده بود و طولانی. برای پرواز کردن که بال و پر نداشتیم، راه را نشانمان دادند و برای آموزشمان افرادی را فرستادند تا پرواز کردن را به ما یاد دهند. نقطه ی اوج را کعبه نامیدند و مربیان پرواز را رسول و امام.

سالها گذشت و ما پرواز را فراموش کردیم، نه سراغی از مربی دلسوزمان گرفتیم و نه بالی به سوی اوج گشودیم. دانه برچیدن در قفس را سالها تجربه کردیم، آنقدر که به قفس خوگرفتیم و پرواز واژه ای شد گمنام.

دلتنگم، چرا که مفهوم قفس را دیر فهمیدم. وقتی فهمیدم پرواز چیست که مربی دلسوزم از کنار قفس مرا صدا زد و منی که با اشتیاق به دنبال عطر و بویش می دویدم به قفس برخوردم، حتی وقتی که درب قفس را به رویم گشود، بالهای خسته ام نای پرواز نداشتند.

 

دلتنگم، دلتنگ نقطه ی اوج، دلتنگ پرواز. پرواز کنار امامم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

دلنوشته

 

روز ميلاد تو

 

       دستان دريا, نا شكيبا تر از

 

    پيش به ساحل چنگ مي زند

 

 روز ميلاد تو خورشيد روشن تر

 

      از هر روز زمين را به د نبال

 

         نقش گام هاي آفتابي ات

 

                     نظاره مي كند.

 

روز ميلاد تو

 

              پنجره هااز هر روز

 

                         باز تر اند.

 

روز ميلاد تو واژه ها هم در انتظارند

 

                                  روز ميلاد تو روز ميلاد انتظار است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

اماكن زيارتى منتسب به امام زمان (عج) در ايران و جهان (مسجد جمكران)


يكى از وظايف شيعيان نسبت‏به حضرت بقية الله عليه السلام تكريم و بزرگداشت ايشان است . اين بزرگداشت، نمودهاى گوناگونى دارد . يكى از آن نمودها، تكريم مكان هايى است كه به آن حضرت، منتسب است .
اين نوشتار، عهده دار نام بردن از اين مكان‏ها و آداب مربوط به آن‏ها است .
اين قسمت مسجد مقدس جمكران را معرفى كرده است .
يكى از وظايف شيعيان تجليل و تكريم اماكن منسوب به وجود مقدس حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، است .
آية‏الله سيد محمد تقى موسوى اصفهانى (متوفاى 1348هجرى) در كتاب گران سنگ مكيال المكارم به هنگام شمارش تكاليف مردم در عصر غيبت مى‏نويسند:
شصت و هشتم - بزرگداشت اماكنى كه به قدوم آن حضرت زينت‏يافته‏اند، مانند مسجد سهله، مسجد اعظم كوفه، سرداب مقدس، مسجد جمكران و غير اين‏ها از مواضعى كه بعضى از صلحا آن حضرت را در آن جاها ديده‏اند يا در روايات آمده است كه آن جناب در آن جا توقف دارد، مانند مسجد الحرام ... (1)
از اين رهگذر، بر منتظران ظهور و عاشقان مقدم آن امام نور، لازم است كه اين اماكن را بشناسند و شيوه‏ى تعظيم و تكريم آن‏ها را بياموزند . (2) لذا در صدد برآمديم كه به فضل الهى، از اين شماره، اماكن مقدس و مشاهد مشرف متعلق به آن حضرت را براى خوانندگان عاشق و دل سوخته‏ى حضرت‏اش تقديم كنيم .
با توجه به اين كه فصلنامه علمى - تخصصى انتظار در قم تهيه و چاپ مى‏شود، اين مجموعه مقاله‏ها را از مسجد مقدس جمكران شروع مى‏كنيم .


1-
مسجد مقدس جمكران

مهم‏ترين پايگاه شيعيان شيفته و عاشقان دل سوخته‏ى حضرت بقية‏الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمكران، در شش كيلومترى شهر مذهبى قم است . مطابق آمار، همه ساله، بيش از دوازده ميليون عاشق دل باخته، از سرتاسر ميهن اسلامى و جهان، در اين پايگاه معنوى، گرد مى‏آيند، نماز تحيت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل‏الله تعالى فرجه الشريف، را در اين مكان مقدس به جاى مى‏آورند، با امام غايب از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، راز دل مى‏گويند، استغاثه مى‏كنند، نداى «يابن الحسن! » سر مى‏دهند، از مشكلات مادى و معنوى خود سخن مى‏گويند، با دلى خون بار، از طولانى شدن دوران غيبت، شكوه‏ها مى‏كنند .
آنان كه از شناخت عميق‏ترى برخوردارند، به هنگام تشرف به اين پايگاه ملكوتى، همه‏ى حوائج‏شخصى خود را فراموش مى‏كنند و همه‏ى مشكلات دست و پاگير زندگى را به فراموشى مى‏سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجى بشر، امام ثانى عشر، حضرت ولى عصر ، روحى و ارواح العالمين فداه، را مسئلت مى‏كنند; زيرا، اگر اين حاجت‏برآورده شود، ديگر مشكلى نخواهد ماند، و اگر اين حاجت روا نشود، حل ديگر مشكلات، مشكل اساسى را حل نخواهد كرد .
مسجد مقدس جمكران، روز هفدهم رمضان 373 هجرى به فرمان حضرت بقية‏الله، ارواحنا فداه، در كنار روستاى جمكران تاسيس شد . تاريخچه‏ى آن - به طورى كه در اين نوشتار به تفصيل آمده - به دست‏شيخ صدوق (متوفاى 381 هجرى) در كتاب مونس الحزين بيان گرديده و كيفيت نماز تحيت مسجد و نماز استغاثه به حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، در ضمن آن آمده است .

تاريخچه‏ى مسجد جمكران

آن چه مسلم است، اين است كه اين مسجد، بيش از يكهزار سال پيش به فرمان حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، در بيدارى، - نه در خواب - تاسيس گرديد و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شيعيان و پايگاه منتظران و تجلى‏گاه حضرت صاحب الزمان عليه السلام بوده است .
علامه‏ى بزرگوار، ميرزا حسين نورى، (متوفاى 1320 هجرى) در كتاب ارزش‏مند نجم ثاقب - كه به فرمان ميرزاى بزرگ، آن را تاليف كرد و ميرزاى شيرازى، در تقريظ خود، از آن ستايش فراوان كرد و نوشت: «براى تصحيح عقيده‏ى خود، به اين كتاب مراجعه كنند تا از لمعان انوار هدايت‏اش، به سر منزل يقين و ايمان برسند» - (3) تاريخچه‏ى تاسيس مسجد مقدس جمكران را به شرح زير آورده است:
شيخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شيخ صدوق، در كتاب تاريخ قم از كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين - از تاليفات شيخ صدوق - بناى مسجد جمكران را به اين عبارت نقل كرده است:
شيخ عفيف صالح حسن بن مثله‏ى جمكرانى مى‏گويد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

فاطمه عليها السلام الگوى مهدى عليه السلام

 

عن مولانا المهدى عليه السلام: «في ابنة رسول الله لي اسوة حسنة.» . (1) فاطمه عليها السلام الگوى مهدى عليه السلام و همه‏ى مهدى زيستان است. پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از پيش‏تر فرموده بود: «فاقتدوا (فاهتدوا) بالزهرة.» . (2)

 چشم به راه مهدى عليه السلام بايد الگوى مولا و مقتداى خود را نيك بشناسد تا در فراز و فرود ايام، توانايى موضع‏گيرى مناسب را داشته باشد. ضرورى است در ايام سوگ مهدى عليه السلام - فاطميه - به بازشناسى دوباره‏ى اسوه‏اش زهرا عليها السلام بپردازيم.
بازشناسى
زهرا عليها السلام كوثر خدا است. ليلة القدر خدا است. جلوه‏ى جمال خدا است و تفسير جلال خدا.
زهرا عليها السلام ادامه‏ى رسول صلى الله عليه و آله است و همتاى على عليه السلام و مادر مهدى ( عليه السلام) . (3)
زهرا عليها السلام، حصن حصين ولايت است و آموزگار متين شهادت.
زهرا عليها السلام تلاوت بيدارى است; سايبان شوق است; تولد بالغ تاريخ است و بهار سرشار دل‏هاى آشنا.
زهرا عليها السلام معرف نهايت كمال زن است و اوج عروج يك انسان.
چشمه‏ى غدير درباغ دستان پرتوان او، به بلوغى رسيد، و غديريان از دامان عصمت او، به رويشى رسيدند.
ما، درباره‏ى زهرا عليها السلام بيش‏تر به توصيف پرداخته‏ايم و نه تبيين، و آن چه نياز نسل معاصر ماست، تبيين است، و نه توصيف، تطبيق است و نه توجيه.
پيچيدگى برخورد و عمق نگاه زهرا عليها السلام همچون دشت نيست كه نشسته تا آخرش را ببينى و كرانه‏هايش را در آغوش نگاهت‏بنشانى، دريايى است‏بى‏كرانه، كوهى است‏به بلنداى تاريخ. همين است كه هرچه به قله‏اش نزديك‏تر شوى، چشم‏انداز بيش‏ترى مى‏بينى، در حالى كه بيش از يك سويش را نديده‏اى.
پيچش گام‏هاى زهرا عليها السلام چنان منشورى است كه ابعادش به عدد زاويه‏ى ديدها و حوادث روزهاست.
من مى‏خواهم از اين بى‏كران بلند بى‏نهايت، سطرى بنويسم. آيا توانى هست؟
من مى‏خواهم به عشق نوشيدن قطره‏اى از جام ولايش وبرگرفتن نمى از يم صفايش، جلوه‏اى از جلوات و شمه‏اى از ملكاتش را بنگارم. آيا رخصتى هست؟
چگونه مى‏توان سوزش شمع، خيزش موج، غرش رعد، ريزش ابر، صبورى سرو و ايستادگى نخل را نوشت؟
به راستى مگر مى‏شود آن را كه آسمان و خورشيد و ماه، وسعت و نور و زيبايى را، اقاقى‏ها عطر را، كبوتران پرواز را و چشمه ها طهارت را، از او به عاريت گرفته‏اند، به تحليل نشست؟
به راستى مگر مى‏شود آن را كه با خط خود، غزل آفتاب را بر پوست هر ستاره مى‏نوشت، تحليل كرد؟
همو كه طنين فريادش، همپاى ضربت‏خندق است.
مگر مى‏شود آن را كه در جغرافياى خانه‏ى گلى‏اش، تاريخ رنج‏ها و رنج‏هاى تاريخ جا گرفته، به تحليل نشست؟
همو كه دشمن در وسعت‏سينه‏ى سبزش، براى شمارش دسته دسته‏ى دردهايش، عمرى به درازاى زمان مى‏خواهد.
كسى كه نوشته‏ها هم اقرار دارند كه هنوز تمامى او بر آنان نيز نامكشوف مانده.
چگونه مى‏شود آن را كه خورشيد در تابوت او غروب كرد وملايك به عشق ديدار او به سجده در افتادند و با اشك‏هاشان راهش را تا به خدا علامت گذاردند، تحليل كرد؟
چگونه مى‏شود آن را كه در درنگ كوتاهش، به كوتاهى فرود شتابان فواره تا خاك، تمامى بار امانت‏خودرا گذارد و رفت، به تحليل نشست؟
كسى كه پايانى به قشنگى گل داشت.
چگونه مى‏شود آن را كه بركف، عصاى موسى، و بر لب، دم مسيحا، و بر دوش، رداى محمد صلى الله عليه و آله دارد، تحليل كرد؟
كسى كه كوثر و ليلة‏القدر خدا و سبزترين پاسخ به روح تشنه‏ى انسان‏ها در تمامى عصرها و نسل‏ها است.
مگر آن كه «منا» شد و از در، در آمد و آن گاه از دور، تحليلش كرد و از سايه‏اش، اندازه‏اش گرفت و از نشانه‏ها و علامت‏ها، تخمينش زد، كه دورهاى نزديك و بزرگ‏هاى فشرده را اين گونه مى‏توان فهميد.
من، از دير باز، مشتاق قلم زدن در اين وادى بودم، اما هر بار اشك‏ها، راه را مى‏بست و سيلاب‏ها، مشق‏ها را مى‏شست و نفس‏ها را به شماره مى‏انداخت، تا اين بار كه در روز شهادت زهرا عليها السلام بر سر راه اين همه - با خون دل - سدى كشيدم و به عشق آمدن منتقمش، قلم به سراغم آمد.

زهرا عليها السلام و زمان‏شناسى

بالاترين ظلم‏ها، غصب وصايت رسول صلى الله عليه و آله است و مهم‏ترين اقدام، احقاق اين حق; كه - به شهادت حديث ثقلين - هدايت، بى همرهى عترت، محال است، محال.
و زهرا عليها السلام اين اسوه‏ى هميشه بيدار و هشيار، گرچه با آن همه تاكيدها و سفارش‏هاى رسول صلى الله عليه و آله وجودش نشانه‏ى راه است و با على عليه السلام بودنش، علامت همه چيز، اما به همين قناعت نمى‏كند، كه اقدام‏ها مى‏كند و گام‏ها برمى‏دارد.
گام‏هاى زهرا عليها السلام (اثنتا عشرة عينا)
1- اسراء (دعوت‏هاى شبانه)
«چه زود روز پرشكوه غدير وخاطره‏ى بيعت‏تان را از ياد برديد؟ !» .
شب‏ها با على عليه السلام و حسنين عليهما السلام بر در خانه‏هاى مهاجران و انصار مى‏رفت و آن‏ها را به ياد بيعت‏شان در عقبه و غدير و درياى فضايل على عليه السلام، از واقعه‏ى تبوك و مباهله گرفته تا احاديث ثقلين و سد ابواب و... مى‏انداخت تا شايد چلچراغى برافروزد.
هيچ درى برپاشنه نچرخيد; كه از شمشير على عليه السلام كينه‏ها داشتند و از بدر و احد، خاطره‏ها.
هنوز هم تاريخ در انتظار لبيك مى‏سوزد.
2- حصن (دفاع)
«آيا به راستى مى‏خواهى بيت وحى را به آتش كشى و مرا با على و فرزندانم بسوزانى؟
زهرا عليها السلام را، زخمى، به كنارى افكندند و على عليه السلام را به مسجد كشاندند با شمشيرهاى آخته، درب خانه در آتش كينه‏ها مى‏سوخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

وظایف منتظران

  

  در روايات، براى انتظار فرج، ثوابهاى زيادى، بيان شده است.
    «المنتظر لامرنا كالمتشحّط بدمه فى سبيل اللّه»(1) و «افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»(2) به گونه‏اى از اين فضيلت‏ها اشاره دارد.

   با دقت در اين روايت و روايات مشابه روشن مى‏شود كه در فرهنگ اهل بيت‏عليه السلام، انتظار نه صرفاً يك حالت روانى، بلكه از مقوله عمل شمرده شده است، پس اگر انتظار، يك عمل است، منتظر هم بايد عامل باشد.


    اگر منتظران، با وظايف خود آشنا نباشند و به آن عمل نكنند، تاريخ تكرار خواهد شد و همان گونه كه در زمان امام حسين‏عليه السلام، شيعيان فراوانى وجود داشتند، ليكن از ميان آنها، تنها 72 نفر به وظيفه خود عمل كردند و لذا امام حسين‏عليه السلام تنها ماند و آن چه نمى‏بايست اتفاق بيفتد، اتفاق افتاد، در زمان غيبت هم، چنانچه شيعيان به وظايف خود عمل نكنند، امام زمانشان تنها خواهد ماند و ظهورش به تأخير خواهد افتاد.

    در اينجا پاره‏اى از وظايف شيعه در دوران غيبت را بر شمرده و به توضيح برخى از آنها مى‏پردازيم:

    وظايف منتظران در دو مقوله فردى و اجتماعى قابل بررسى است:


  وظايف فردى:


     1- معرفتِ امام:


    امام كاظم‏عليه السلام: افضل العبادة بعد المعرفة انتظارالفرج.

    امام هشتم در معرفى امام مهدى‏عليه السلام مى‏فرمايد: يكون اولى الناس بالناس من أنفسهم و أشفق عليهم من آبائهم و امّهاتهم.

 تذكر:

    مشكل عمده جامعه ما، بسط سطحى مهدويت گرايى است.

    بايد اذعان داشت كه مهدويت و انتظار، نه از حيث عقيدتى، نه از حيث انديشه و تفكّر، و نه از حيث سلوك و رفتار، عمق چندانى در بين مردم و خصوصاً جوانان ما ندارد و در همين راستا، ضررهاى فراوانى متوجه نظام ما شده است.

    مهم‏ترين ريشه اين مشكل، برخورد سنتى مردم با مهدويت و انتظار است، متأسفانه مردم ما عادت كرده‏اند، آنچه را كه آسان‏تر است و براى تأمين زندگى مادى و عادى آنان، سودمندتر به نظر مى‏رسد، برگزينند و گرايش كمترى به مقوله‏هاى معرفتى و تعهد آور داشته باشند. مثلاً نيمه شعبان را بهانه‏اى براى طاق نصرت بستن و تزيين معابر و برگزارى جشن‏ها قرار مى‏دهند و مداحى‏ها را بر سخنرانى‏ها و دريافت پيام‏هاى مهدويت و انتظار ترجيح مى‏دهند.

    (البته بايد توجه داشت كه بستن طاق نصرت و چراغانى‏ها هر چه بيشتر و بهتر بايد انجام شود، اما بايد رفتار ما به گونه‏اى باشد كه علاوه بر استفاده از نور ظاهرى آنها، از نور معرفت صاحب آنها بهره‏مند گرديم).

    اكثر مردم، زيارت جمكران و نماز صاحب الزمان(عج) را تنها ابزارى براى درخواست حوائج از آن بزرگوار مى‏شمارند.

    و به جاى آنكه امام را براى امام بخواهند، امام را براى خود مى‏خواهند، و از اين كه شناختى نسبت به مقام و مرام آن عزيز سفر كرده ندارند، كمبودى حس نمى‏كنند، گويا هيچ وظيفه‏اى در ايام غيبت امام زمان‏عليه السلام بر عهده افراد گذاشته نشده است.

 گر معرفت دهندت بفروش كيميا را

گر كيميا دهندت، بى معرفت گدايى‏

  

   2- محبّت به امام:

    قل لا أسألكم عليه أجراً الاّ المودّة فى القربى‏.(3)

    امام زمان‏عليه السلام: فليعمل كلّ امرء منكم بما يقرب به من محبّتنا.(4)

    برخى از جلوه‏هاى محبت از اين قرارند:

    - ياد حضرت‏

    - دعا براى سلامتى و ظهور حضرت‏

    اكثروا الدّعاء بتعجيل الفرج(5) / إنّ الرّضاعليه السلام كان يأمر بالدعاء لصاحب  الامر(6)

    - صدقه دادن براى سلامتى حضرت‏

    - تقديم خواست او بر خواست خود

    منصور بزرج مى‏گويد: به امام صادق‏عليه السلام عرض كردم: اى آقاى من، چه بسيار از شما ياد سلمان فارسى را مى‏شنوم؟ فرمود: نگو سلمان فارسى، بگو سلمان محمدى‏صلى الله عليه وآله آيا مى‏دانى چرا بسيار از او ياد مى‏كنم؟ عرض كردم نه.

    فرمود: براى سه صفت: 1- مقدم داشتن خواسته اميرمؤمنان‏عليه السلام بر خواسته خودش 2- دوست داشتن فقرا 3- دوست داشتن علم و علماء.(7)

    - تلاش در كسب رضايت او:

    اعمال و رفتار و گفتار منتظر بايستى بر وفق رضاى محبوب باشد. منتظر بايد ببيند، امام چه مى‏پسندد. آيا از كار او راضى است يا نه؟

    به قول امام راحل(ره): توجه داشته باشيد كه در كارهايتان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان‏عليه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پيش ملايكةاللّه يك قدرى سرافكنده بشوند كه، اين‏ها شيعه‏هاى من هستند. اين‏ها دوستان من هستند و بر خلاف مقاصد خدا عمل كردند... بايد ماها و شماها طورى رفتار كنيم كه رضايت آن بزرگوار را كه رضايت خداست، به دست بياوريم.

    - تجديد بيعت (اللّهم اِنى... عهداً و عقداً و بيعة له فى عنقى)(8)

    - اشتياق عزيز علىّ أن ارى الخلق ولاتُرى‏(9)

    - اظهار ناراحتى از فراق‏

    اللّهم إنا نشكوا اليك فقد نبيّنا و غيبة وليّنا(10)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

مهدى منتظر (عج) و سير تاريخى و نشانه‏هاى ظهور

  ارتباط مهدى (عج) با پايان سير تاريخ

بيشتر فلاسفه‏ى پوزيتيويسم به ويژه ماركسيست‏ها در سده‏ى نوزدهم و بيستم، درباره‏ى سنت‏ها و مرحله‏هاى تاريخ به بحث پرداخته‏اند .
بهترين دست آوردى كه ماركسيسم، به انديشه‏ى بشرى تقديم كرد، اصل جبر تاريخى (1) و كوشش براى كشف سنت‏ها و مراحل تاريخ، نيز اهميت‏شناخت قوانين آن براى پيش‏بينى مسير حركت تاريخ و پى‏آمدهاى آن بود . ماركسيسم درباره‏ى شناخت‏سنت‏هاى تاريخ و نقش آن در ارتقاى بينش و آگاهى انسان و تاثير فعاليت‏هاى مثبت در رويكرد مرحله‏ى تاريخى كه انتظار آن مى‏رود، نيز كاوش مى‏كند .
اما ماركسيسم با انكار وجود خداى متعال و تحريف دين الهى در برخورد و تعامل با پيامبران، گرفتار لغزش شد، كه پى‏آمد آن، عدم موفقيت در كشف مراحل كلى حركت تاريخ و شناخت‏سنت‏هايى است كه مقطع كنونى و گذار را به مرحله‏ى آينده انتقال مى‏دهد و در پايان محتومى نگه مى‏دارد .
انديشه‏ى بشرى از راه افكار ماركسيستى، در سده‏ى 19 ميلادى، جبر تاريخى را درك كرد و به كشف مراحل و مقاطع جبرى تاريخ و قوانين كلى آن پرداخت، اما در كشف خود به راه اشتباهى رفت . (2) در مقابل، انديشه‏ى نبوى، از آغاز پيدايش در بيش از هزار سال پيش، تصور خود از حركت جامعه‏ى بشرى را براساس جبر تاريخى نهاد و انديشه‏اى روشن از سنت‏ها و مراحل تاريخ را تقديم كرد .
ميراث دينى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان، نصوص مشتركى را درباره‏ى سنت‏هاى تاريخى به گزارش پيامبران، در بر دارد و پژوهشگران مى‏توانند بگويند باور دينى به سنت‏هاى تاريخى، از مهم‏ترين اعتقادات اساسى مشترك ميان اديان سه گانه‏ى اسلام، يهوديت و مسيحيت است .
مايلم تاكيد كنم متون دينى كه ميراث اديان سه گانه‏ى مذكور است، اطلاعات يكسانى توسط شخصيت‏هاى تاريخى ارايه مى‏دهد كه حركت و نهايت تاريخ براساس آن پايه‏ريزى مى‏شود .
بنابراين، در برابر ما فقط انديشه‏ى مشتركى درباره‏ى نهايت‏سير تاريخ نيست، بلكه انديشه‏هاى هم‏خوان شخصيت‏هاى تاريخى است كه از متون دينى به دست مى‏آيد . به سبب وجود متونى كه از شخصيت‏هاى تاريخى سخن مى‏گويد، قرائت‏ها و تفسيرهاى گوناگونى يافته مى‏شود كه ما را در برابر مصداق‏هاى مختلفى از يك انديشه قرار مى‏دهد . البته راه گفت و گوى آرام علمى براى اديان سه گانه و گرايش‏ها و مذاهب، براى راه‏يابى و وصول به قرائتى يكسان از متون، باز است .
پس از اين مقدمه مى‏توان گفت:
به اعتقاد شيعه، وجود مهدى موعود، حجت‏بن الحسن العسكرى، فرزند حسين مظلوم و شهيد، با مراحل و سنت‏هاى سير تاريخ مرتبط است، چنان كه اين سخن را تمامى پيامبران توسط متون اساسى مانند قرآن و تورات و انجيل گفته‏اند .
سير اعتقادات شيعى، به گواه ميراث معتبرش، مدعى است كه مهدى موعود (عج)، قهرمان پايان تاريخ است . متون شيعى، مهدى موعود (عج) را «محمد بن الحسن العسكرى، فرزند حسين مظلوم شهيد» مى‏داند . متون دينى مسيحى و يهودى نيز وى را مشخص كرده‏اند .
گواه انديشه‏ى ما، تاكيد قرآن است كه پايان درخشان تاريخ، به خواست‏خدا حتمى است و خداوند در قرآن و كتاب‏هايى كه بر پيامبران پيشين فرستاده، آن را بيان كرده است . قرآن تاكيد دارد كه خبر بعثت پيامبر مكى، در تورات و انجيل هست . اهل بيت عليهم السلام در سخنان خود تاكيد دارند كه كتاب‏هاى پيشين [تورات و انجيل] به محمد و اهل بيتش بشارت داده است . على و حسين و مهدى عليهم السلام در اين كتاب‏ها نام برده شده‏اند، چنان كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نام برده شده است .
اعتقاد مشترك اديان سه گانه‏ى آسمانى درباره‏ى پايان تاريخ پيروان اديان سه گانه‏ى آسمانى (مسلمانان، مسيحيان و يهوديان) باور دارند آينده‏ى نهايى مسير زندگى خاكى، پيروزى ايمان بر كفر، حاكميت‏حق و علم و عدالت اجتماعى و عبادت خداى متعال، وراثت زمين به صالحان، پايان خرافات و گمراهى و ستم و تمامى گونه‏هاى انحراف است . نيز اتفاق نظر دارند شخصى كه خداوند عهد و پيمانش رابه دست او تحقق مى‏بخشد، از فرزندان ابراهيم بوده‏است و شريعتى كه بدان حكومت مى‏كند، آيين موسى نيست، بلكه دين پيامبرى است كه خداوند در آخر زمان، وى را مبعوث مى‏كند و امى‏ها [اهالى مكه (ام القرى) ] منتظر اويند . (3)
در قرآن كريم، سوره‏ى انبيا (21) آيه‏ى 105 آمده است:
و ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتيم [و در كتب انبياى پيشين وعده داديم ] كه بندگان نيكوكار من، ملك زمين را وارث و متصرف خواهند شد .
مزمور 37 كتاب مقدس خطاب به داوود چنين مى‏گويد:
كار اشرار تو را نگران نكند و بر گناه كاران حسرت مبر; زيرا مانند گياه، زود پژمرده مى‏شوند و مثل علف سبز، تند خشك مى‏گردند . بر پروردگار توكل كن و كار خير انجام بده . با خيال آسوده، در زمين سكناگزين و امانت‏دار باش . به پروردگار اميدوار باش تا آرزوى قلبى‏ات را برآورد . راهت را براى پروردگار خالص ساز و بر او توكل كن تا كارت را بر عهده گيرد و بى‏گناهى‏ات را مانند نور، آشكار كند و مثل خورشيد تابان، حقت را ظاهر سازد . در پيشگاه پروردگار، آرام گير و با شكيبايى، در انتظار [فرمان] وى باش و به آن‏كه به كمك نيرنگ، در تلاشش موفق مى‏شود، حسرت مبر . خود را از غضب نگه دار و خشم را ترك كن و براى انجام شر، متهور مباش; زيرا اشرار در مى‏مانند، اما منتظران [فرمان] پروردگار، وارثان خيرات زمين اند . به زودى ، شخص شرير نابود مى‏شود و اگر در پى وى باشى، او را نخواهى يافت . اما نيكوكاران، خيرات زمين را به ارث مى‏برند و به فيض صلح و سلامت مى‏رسند . . . خير كمى كه راستگو داراست، بهتر از ثروت بسيار اشرار است; زيرا دستان اشرار به زودى مى‏شكند، اما پروردگار نيكوكاران را پشتيبانى خواهد كرد . پروردگار به روزگار افراد باكمال ، آگاه است و تا ابد، ميراث‏شان پاينده خواهد بود . . . از شر دور باش و خوبى كن كه تا ابد آرام باشى; زيرا پروردگار عدالت را دوست دارد و از پارسايان حمايت و تا ابد آنان را حفظ مى‏كند . اما ذريه‏ى اشرار نابود مى‏شوند . درستكاران، خيرات زمين را به ارث مى‏برند و تا ابد در آن مى‏مانند . دهان راستگو، هميشه سخن حكمت‏آميز مى‏گويد و به سخن حق، برترى مى‏يابد . آيين معبودش، در دلش ثابت است و گام‏هايش متزلزل نيست . شرير در كمين درستكار است و تلاش در كشتن وى دارد، اما پروردگار نمى‏گذارد او به چنگ شرير افتد و به وقت محاكمه، محكوم گردد . منتظر [فرمان ] پروردگار باش و هميشه در راهش رو، تا مقامت را رفيع كند و زمين را مالك شوى و شاهد نابودى اشرار باشى .
مى‏بينم شخص شرير [كه در دنيا به ظاهر] پرثمر و پرسايه مانند درختى سبز و ريشه‏دار در زمين اصلى خود است، پس از مدتى، ديده نمى‏شود . به دنبال آن هستى، ولى اثرى از آن نمى‏يابى .
كمال را در نظر گير و مستقيم بنگر; كه پايان چنين انسانى، سلامت است . اما همگى عصيان‏گران هلاك مى‏شوند و نهايت اشرار، فناست، ليكن رهايى و رستگارى نيكوكاران، از جانب خداست و او به هنگام تنگى، دژ و امان آنان است . به حق، پروردگار كمك‏شان مى‏كند و از اشرار نجات‏شان مى‏دهد و رهايى مى‏بخشد; زيرا زير حمايت پروردگارند .
اختلاف نظر مسلمانان و مسيحيان و يهود در هويت رهبر موعود الهى و كتاب وى در هويت‏شخصى كه خداى متعال به دست وى، رخداد بزرگى را كه انتظار مى‏رود، به اجرا مى‏گذارد، اختلاف نظر است . مسلمانان و يهود و مسيحيان، نظر گوناگونى در امتى كه رهبر بزرگ الهى، از آن است و شريعت الهى كه بدان عمل مى‏كند، دارند .
همگى مسلمانان معتقدند وى از ذريه‏ى اسماعيل و از فرزندان محمد صلى الله عليه و آله خاتم انبيا و از نوادگان فاطمه، دخت پيامبر است و امت اين رهبر [موعود]، امت محمد است و آيينش، شريعت محمد مى‏باشد .

ابى داود و ابن ماجه و ابن حنبل و طبرانى و حاكم در مستدرك و ديگران از قول پيامبر روايت كرده‏اند:
اگر از دهر (دنيا) جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند مردى از اهل بيتم را برمى‏انگيزاند كه زمين را چنان كه پر از ستم شده‏است ، پر از عدل و داد خواهد كرد .
نيز فرمود:
مهدى از عترت من، از فرزندان فاطمه است .
اما يهود و مسيحيان معتقدند كه وى از ذريه‏ى اسحاق، از فرزندان يعقوب و از نوادگان داود است . مسيحيان مى‏گويند: اين رهبر [موعود ] اسراييلى، مسيح عيسى بن مريم است كه به دست‏يهود كشته شد . خداى متعال، وى را زنده كرد و از ميان مردگان برانگيزاند و به آسمانش برد و در آخر دنيا، وى را مى‏فرستد تا توسط وى، وعده‏اش را تحقق بخشد .
يهوديان مى‏گويند: وى [ رهبر موعود] هنوز زاده نشده است .
آيه‏ى 20 اصحاح [ سوره] 17 سفر تكوين [ پيدايش] به وعده‏ى خداى متعال به اسماعيل اشاره دارد:
«
اى اسماعيل! سخنت را درباره‏ى وى [ رهبر موعود] شنيدم . منم آن‏كه مباركش مى‏گردانم و رشدش مى‏دهم و توانش را بسيار بسيار مى‏كنم و دوازده رهبر مى‏زايد و امت عظيمى قرارش مى‏دهم‏» .
«
حنان ايل‏» ; مفسر يهودى در حاشيه بر اين آيه مى‏گويد:
از پيش‏گويى اين آيه، 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله‏ى اسماعيل) [با ظهور اسلام در سال 624 م] امتى عظيم گردند . در اين مدت، اسماعيل مشتاقانه منتظر بود وعده‏ى الهى محقق شود و عرب بر عالم چيره گردند . ولى ما كه ذريه‏ى اسحاق هستيم، تحقق وعده‏ى الهى كه به ما داده شده بود، به سبب گناهان‏مان، به تاخير افتاد، اما حتما وعده‏ى الهى، در آينده محقق خواهد شد . پس نبايد نوميد شويم . (4)
در سفر اشعيا 111 آمده است:
از تنه‏ى «يسى‏» شكوفه مى‏رويد و از ريشه‏اش، شاخه سبز مى‏شود . روح پروردگار، روح حكمت و هوشمندى، روح مشورت و توان، روح معرفت و ترس از پروردگار، بر «يسى‏» مستقر مى‏شود و شادى‏اش در تقواى پروردگار خواهد بود . به آن‏چه چشمانش مى‏بيند، قضاوت نخواهد كرد و به آن‏چه گوش‏هايش مى‏شنود، حكم نخواهد نمود . براى مسكينان، به عدل قضاوت مى‏كند و براى بينوايان زمين، به انصاف حكم مى‏نمايد . با دهان و زبانش، زمين را مجازات خواهد كرد و به نفسى كه از ميان لبانش بيرون مى‏شود، منافق را مى‏ميراند . او لباس نيكى مى‏پوشد و كمربند امانت‏دارى مى‏بندد . در نتيجه [و در پرتو حكومت عادلانه‏اش] گرگ با ميش خواهد زيست و پلنگ در كنار بره خواهد نشست و گوساله و شير درنده همدم خواهند شد و همه‏ى حيوانات با هم چرا خواهند كرد و بچه‏ى خردسالى، همگى را خواهد راند . گاو و خرس با هم به مرتع خواهند رفت و كره‏هاى‏شان كنار هم خواهند بود . شير درنده مثل گاو، علف خواهد خورد و كودك شيرخواره، در امنيت، كنار لانه‏ى مار، بازى خواهد كرد و بچه‏ى خردسال، دستش را داخل لانه‏ى افعى مى‏كند و بدو آسيبى نمى‏رسد . در هر كوه قدسى، آدميان اذيت نمى‏شوند و بدى نخواهند كرد; زيرا زمين، از معرفت پروردگار پر خواهد شد، چنان كه دريا از آب پر است . در آن روز، اصل و نسب «يسى‏» پرچم‏دار [هدايت ] امت‏خواهد بود و همگى مردم، (Gentiles) زير پرچم وى خواهند آمد و بدو نظر خواهند داشت و جايگاه «يسى‏» رفيع خواهد شد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  | 

آقا نمی آیی

 

آقا جان دست دلم را بگیر ...

همان که توبه هایش مایه خنده فرشته ها شده ...

همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا...

همان که هنوز به عشق جمعه هایت زنده است ...

همان که دیشب برای آخرین بار توبه اش را ریختم توی جعبه ایی از امید و دادمش

دست فرشته ایی که برساندش دست خدا...

روی جعبه نوشتم...«آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستی است».

یکی نوشته بود:

تعجیل در فرج آقا ...

کم تر گناه کن!

به نام توست روزهای هر هفته، ولی نمی دانم

چرا درون دفتر شعرم مدام جمعه را نوشته ام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد حسن محقق  |